ایثار و برادری(حکایت از صحابه ی پیغمبر(ص))

در یکی از جنگ های پیغمبر(ص) تعدادی زیادی از صحابه شهید شده بودند مردی بر سر کسانی که بر زمین افتاده بودند می گشت تا شاید کسی از آنها زنده باشد دید سه نفر از صحابه ی پیغمبر(ص) زنده اند و به شدت تشنه و در لحظات جان دادن قرار دارند مشک آب را به نزدیک اولی برد تا به او آب دهد او مشک را رد کرد و به نفر دوم اشاره کرد .مرد نزد نفر دوم حاضر شد و خواست به آب دهد که این صحابه هم با اشاره به مرد فهماند تا آب را به نفر سوم دهد. باز مرد نزد نفر سوم رفت و خواست که به او آب دهد که او هم از نوشیدن آب امتناع کرد و به نفر اول اشاره نمود. مرد چون نزد نفر اول بازگشت دید که او شهید شده و وقتی بر سر دو نفر دیگر هم حاضر شد آنها هم به فیض شهادت رسیده بودند در حالی هیچ یک به خاطر دیگری حاضر به نوشیدن آب نشده بود.

/ 1 نظر / 7 بازدید

[دست]