علامه شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه ی حضرت علی(ع) به معرفی خوارج اینچنین می پردازد:

روحیه خوارج،روحیه خاصی است، آنها ترکیبی از زشتی ها و زیبایی ها بودند،و درمجموع به نحوی بودند که در نهایت امر در صف دشمنان علی (ع) قرار گرفتند و شخصیت علی(ع) آنها  را دفع کرد، نه جذب.ما هم جنبه های مثبت و زیبا و هم جنبه های منفی و نازیبا را ذکر می کنیم:

1- روحیه ای مبارزه گر و فداکار داشتند،و در راه عقیده خویش سرسختانه می کوشیدند،به طور مثال یکی از آنان نیزه خورده بود و نیزه سخت در او کارگر افتاده بود، به سوی قاتلش پیش می رفت و می گفت خدایا!به سوی تو می شتابم تا خشنود شوی.

2- مردمی عبادت پیشه و متنسک بودند، شبها را به عبادت می گذراندند، بی میل به دنیا و زیبایی های آن بودند وقتی علی (ع) ابن عباس را فرستاد تا آنها را پند دهد ، ابن عباس پس از بازگشتن آنها را اینچنین وصف کرد: دوازده هزار نفر که از کثرت عبادت پیشانیهایشان پینه بسته است، دستها را از بس روی زمین های خشک و سوزان زمین گذاشته اند و در مقابل حق به خاک افتاده اندهمچون پاهای شتر سفت شده است، پیراهنهای کهنه و مندرس به تن کرده اند اما مردمی مصمم و قاطع.

3-خوارج مردمی جاهل و نادان بودند ، در اثر جهالت و نادانی حقایق را نمی فهمیدند و بد تفسیر می کردند و این کج فهمی هاکم کم برای آنان به صورت یک مذهب و آئینی در آمد.گاهی امیرالمومنین (ع) مشغول نماز بود و یا سر منبر برای مردم سخن می گفت ، ندا در می دادند و به او خطاب می کردند که لا حکم الا لله لا لک و لاصحابک یا علی حق حاکمیت جز برای خدا نیست. تو را و اصحابت را نشاید که حکومت یا حکمیت کنید.که این سخن کاملا اشتباه است زیرا پیغمبر(ص) هم پیامبر بود و هم حاکم.

4-مردمی تنگ نظر و کوته دیده بودند در افقی بسیار پست فکر می کردند، اسلام و مسلمانی را در چارچوب اندیشه های محدود خود محصور کرده بودند.مانند همه کوته نظران دیگر مدعی بودند که همه بد می فهمند و یا اصلا نمی فهمندو همگان راه خطا می روند و جهنمی هستند. و غیر نظر خود را تکفیر می کردند طوری که هم علی(ع) و هم معاویه و هم عمروعاص را با هم کافر می دانستند.

در اثر کوته بینی و کج فهمی بود که از سیاست قرآن به نیزه کردن گول خوردند و بزرگترین خطرات را برای اسلام بوجودآوردند و علی(ع)که می رفت تا ریشه ی نفاق ها را نابودکند و معاویه و افکار او را برای همیشه نابود سازند ، از جنگ بازداشتند و به دنبال آن چه حوادث شومی که بر جامعه ی اسلامی رو آورد؟

حال هم آن نوع تفکر بدون شجاعت مورد پسند بدون عبادات طولانی و بدون مقدس مآبی و انجام عبادات بسیار و طولانی در گروهی غرب ساخته و به دست وهابیان پرورش یافته که تنها شباهت آنها به مسلمانان گفتن چند کلمه از جمله تهلیل و تکبیر در هنگام سربریدن مسلمانان است ،بوجودآمده.

از این نظر که تکفیری ها هم مانند خوارج تمام نظرات دیگر به غیر خود را کافر و واجب القتل می دانند بسیار به هم شبیه می باشند و گرنه حتی به اندازه ی اموری که خوارج در ظاهر از امور عبادی و دینی انجام می دانند آن را هم انجام نمی دهند.

در واقع تکفیری ها اصلا امور عبادی را آموزش ندیده اند و هیچ یک از عبادات را انجام نمی دهند بلکه تنها عباداتشان که به آن می نازند یکی سربریدن مسلمانان و دیگری جهاد نکاح است.